۱۳ اسفند

نوجوانی، دوره رها شدن از وابستگی‌های خانوادگی و ورود به صحنه‌ی اجتماع است. برخی از روان‌شناسان می‌گویند: نوجوان از نظر وابستگی عاطفی، از خانواده جدا می‌شود و به تدریج، اتکای به خود و پیوستن به جامعه را به دست می‌آورد و تجربه می‌کند.

برای این‌که نوجوان تجربیات موفقی در زمینه‌ی استقلال نسبی به دست آورد، تمهیداتی را باید به کار بست. در مرحله‌ی اول، والدین نباید فرزندان را زیاد به خودشان وابسته کنند تا زمینه‌ی جداسازی تدریجی از خانواده، به سهولت و آرامی فراهم شود. به طور معمول، رفتار والدین در برخورد با فرزندان اول خانواده، تک فرزندها یا فرزندان آخر، افراطی است و ناخودآگاه به نوعی، آنها را به خود وابسته می‌کنند. تعدیل در برقراری روابط و مناسبات والدین و فرزندان، مانع چنین رویدادهایی می‌شود.

در مرحله‌ی دوم، والدین با پذیرش و احترام به استقلال نسبی نوجوان، این مرحله را برای او رضایت‌بخش و پذیرفتنی می‌کنند.  در مرحله‌ی سوم، نوجوانان خود می‌توانند با اثبات لیاقت و شخصیت قابل اعتماد، به این استقلال پاسخ مثبت دهند و آمادگی خود را برای استقلال بیشتر اثبات کنند.

جوانی که عضو مؤثر خانواده به شمار می‌آید و پدر و مادر شخصیتش را همانند بزرگ‌سالان گرامی می‌دارند و او را شایسته‌ی استقلال و آزادی می‌شناسند، روانی آرام و ضمیری مطمئن دارد و در خود احساس حقارت و کمبود نمی‌کند. چنین نوجوانی برای آن‌که از موقعیت و مقام خویش در نزد دیگران محافظت کند و مراتب لیاقت و شایستگی خود را به اثبات رساند، کوشش می‌کند گِرد گناه، آلودگی‌ها و اعمال پست نگردد، به شخصیت و ارزش خویش آسیب نرساند و زمینه‌های تحقیر و اهانت به خود را فراهم نیاورد.

آن‌کس که شرافت معنوی و کرامت نفس خود را باور دارد، خویشتن را با ارتکاب گناه، خوار و حقیر نخواهد کرد. (غررالحکم، ص ۶۷۷)

منبع: روابط سالم در خانواده/ داوود حسینی/ ص ۱۰۰-۹۹

  

Leave a Comment